ناصر الدين شاه قاجار
21
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى )
بدجورى بود بعد خطيب آمد خطبه منحوس بدى خواند بعد از آن يك خطيب كرمانشاهى بود خطبه غراى خوبى خواند امسال دو خطبه شده بود اينها كه تمام شد به آقاخوندها شاهى داديم رفتند ، آنها كه رفتند برخاسته روى صندلى نشسته شاهى را هم روى ميز گذارده شروع كرديم به شاهى دادن ، قدرى افاقه براى خستگى شد به قدر سه ساعت شاهى داديم قجر قجر قجر و غيره . [ 3 ] همه بودند و شاهى گرفتند ، عزيز السلطان هم با لباس اطريشى زير دست نايب السلطنه ايستاده بود ، وقتى كه نايب السلطنه آمد پهلوى ما ، عزيز السلطان هم آمد شاهى گرفت و ايستاد ، تا آخر ماشا اللّه ايستاده بود ، شاهى مىآورد كيسهها را مىداد به امين السلطان كمك ميكرد . صحبت تازهئيكه امروز در سلام شد اين بود كه علاء الملك از دست راست آمد شاهى بگيرد يك پسرى هم همراهش بود پرسيدم كى است عرض كرد پسر نظام الملك است كه از نيم تاج خانم خواهر من دارد ، بسيار پسر خوشگل مقبولى بود ، يك قدرى با او حرف زدم طرف دست چپ هم نظام الملك با لشكرنويسها ايستاده بودند كه شاهى بگيرند به قدر چهارصد نفر هم جمعيت ايستاده بود و منتظر شاهى بودند ، علاء الملك كه رفت نگاهى من به نظام الملك كردم و گفتم اين پسر تو است خيلى خوب پسرى هم هست ، مشير الدوله هم ايستاده بود كه يك دفعه به آواز بلند نظام الملك عرض كرد خير اين پسر من نيست پسر حقيقى من لشكرنويس باشى است ، خيلى مردم از اين حرف خنديدند و حرف غريبى زد . خلاصه همينطور شاهى داديم و داديم تا دو ساعت و نيم به غروب مانده كه تمام شد برخاستيم خيلى خسته بودم رفتم اندرون ، يك راست برحسب معمول رفتم منزل انيس الدوله ، قدرى آنجا بودم ، بعد آمدم توى حياط زنها هم آمدند زرد و سبز و سرخ هركدام يك رنگى پوشيده بودند خنده داشت ، آمدم بيرون ، يكساعت به غروب مانده رفتم سر در شمس العماره آتشبازى را آنجا مىچيدند جمعيت زياد بودند . نشستيم به تماشا كردن ، خيلى تماشا داشت . بعد زنها آمدند و باغ قرق شد . بالاخانه پر زن شد تا نيمساعت از شب رفته آنجا بوديم عزيز السلطان هم بود ، نيمساعت از شب رفته نايب السلطنه كه رفته بود حضرت عبد العظيم ( ع ) مراجعت كرد ، فورا آتش بازى كردند ، بسيار آتش بازى خوبى بود هوا سرد بود كمى باد هم مىآمد ، دود باروط را مىآورد توى بالاخانه ، خلاصه آتش بازى تمام شد ، رفتيم اندرون شام خورده خوابيديم .